چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغض ها که در گلو رسوب شد، نیامدی خلیل آتشین سخن،تیر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ها دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نیامدی
+
نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 16:17 توسط الهام و محمد
|
خدایا یاری ام کن تا اگر چیزی شکستم دل
خواهرم نباشد ...
+
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 16:14 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 16:11 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 11:29 توسط الهام و محمد
|
شبی.............
شبی غمگین شبی بارانی و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستی ام او بود ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
یک نظر برای شریک وبلاگ
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:9 توسط الهام و محمد
|
وصیت
بودنم را هیچ کس باور نداشت
هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد مرگ من روی سنگ
با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
او که خوابیدست در این گور سرد
بودنش را هیچ کس باور نکرد
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:4 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:1 توسط الهام و محمد
|
زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این
سخت حیران حسینم چه بود بهتر از این
من نه خود می روم این ره که کسی می بردم
خار دامان حسینم چه بود بهتر از این
قبلتین دل من زینب و عباس شدند
من مسلمان حسینم چه بود بهتر از این
نوكران را همه با نام پدر بشناسد
مست عرفان حسینمچه بود بهتر از اين
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:37 توسط الهام و محمد
|
السلام عليک يا اباعبدالله الحسين
تصـــــاوير حرم حضرت امام حسين عليه الســــلام زنده و مستقيــم از طريق سـايت امام حسين پخش مي شود .
برای مشاهده از مرورگر اکسپلورر (Internet Explorer) استفاده کنید .
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:21 توسط الهام و محمد
|
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین
عالم همه قطره است و دریاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خود
آنقدر که کرم دارد و آقاست حسین
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 22:28 توسط الهام و محمد
|
من گريه نخواهم کرد... من اشک نخواهم ریخت...
من خسته نخواهم شد... افسرده نخواهم شد
...
فريادزنم، فرياد: من عشق نمی خواهم، معشوق نمی خواهم
...
می خندم و می رقصم فرياد زنم , فرياد : اينگونه خزانم را در عشق نهان کردم
من درد جدا بودن، بر گور عيان کردم افسوس نخواهم خورد ،
افسانه نمی بافم بر شانه هر بادی ، کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گويم,بر چهره معشوقم او خوب و وفادار است ،
من خسته و رنجورم امروز چنان ديروزافسوس نخواهم خورد
من یاد گرفتم عشق بيگانه نمی داند ليکن به دل شادم
سرمشق کنم امروز
:
دنیای خودم گرم است من دوست نمی خواهم
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:10 توسط الهام و محمد
|
ياری اندر کس نمیبينيم ياران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پی کجاست خون چکيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمیگويد که ياری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد لعلی از کان مروت برنيامد سالهاست تابش خورشيد و سعی باد و باران را چه شد شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار مهربانی کی سر آمد شهرياران را چه شد گوی توفيق و کرامت در ميان افکندهاند کس به ميدان در نمیآيد سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت کس ندارد ذوق مستی ميگساران را چه شد حافظ اسرار الهی کس نمیداند خموش از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:1 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:42 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:38 توسط الهام و محمد
|
تو اي مسافر درياها تو اي شميم
پرستو ها تو اي
فرشته ي خوبان بدان که تا تپش باقي
ست
تو را فراموش نخواهم کرد
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:34 توسط الهام و محمد
|
*آخ......... آخ......... چه لذتی داره........طعم زندگی...........
*میانسالی , پیری..........
آخرش
.*.
.*.
.*.
مرگ
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:32 توسط الهام و محمد
|
اين چه عشقي است
خواننده: معين
آلبوم: پرواز
آهنگساز و تنظيم كننده: كاظم عالمي
ترانه سرا: فروغ فرخزاد
این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
باز لب های عطش کرده من
عشق سوزان تو را می جوید
می طپد قلبمو با هر طپشی
قصه عشق تو را می گوید
بخت اگر از تو جدایم کرده
میگشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق مرا
بکشد تا به سراپرده خاک
این چه عشقیست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 18:30 توسط الهام و محمد
|
تقدیم به خواهر گلم
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:8 توسط الهام و محمد
|
دل می خواهد برای باختن
جسارت می خواهد برای گفتن
لیاقت می خواهد برای داشتن...
نازنین من !
نازنین من !
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:6 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:0 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:59 توسط الهام و محمد
|
اگر لیلی به مجنون داده می شد
دل هیچ عاشقی رسوا نمی شد
کاش میشد عشق را تفسیر کرد
دست و پای عشق را زنجیر کرد
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:54 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:49 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:31 توسط الهام و محمد
|
عشق را توی دستای خسته پدر می بینم و توی
نگاه نگران مادر
پدر عزیزم روزت مبارک
وهمین طور به پدر وبرادر شریک وبلاگم
تبریگ میگم
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 16:29 توسط الهام و محمد
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 13:17 توسط الهام و محمد
|
ای کعبه تو را این شب میلاد مبارک
ای بنت اسد مقدم نوزاد مبارک
ای ختم رسل مقدم داماد مبارک
میلاد علی(ع) بر همگان باد مبارک
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 13:6 توسط الهام و محمد
|
فرزند هنر باش نه فرزند پدر
فرزند هنر زنده کند یاد پدر
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:42 توسط الهام و محمد
|
روز پدر رو به همه همه پدرای دنیا بابای آقا محمد و خود آقا محمد. بابای عزیز خودم و داداشم تبریک میگم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:26 توسط الهام و محمد
|
باز کن پنجره را ،و به مهتاب بگو
صفحه يه ذهن کبوتر آبيست خواب گل مهتابيست. اي نهايت در تو،ابديت در تو اي هميشه بامن،تا هميشه بودن. باز کن چشمت را تا که گل باز شود قصه زندگي آغاز شود. تا که از پنجره چشمانت عشق آغاز شود تا دلم باز شود.تا دلم باز شود. دلم اينجا تنگ است دلم اينجا سرد است،فصلها بي معني آسمان بيرنگ است. سرده سرد است اينجا باز کن پنجره را،باز کن چشمت را گرم کن جان مرا. اي هميشه آبي اي هميشه دريا اي تمامه خورشيد اي هميشه گرما سرده سرد است اينجا باز کن پنجره را اي هميشه روشن باز کن چشم به من.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 12:16 توسط الهام و محمد
|